|
..............
|
آواز خوش هزار تقدیم تو باد
سرسبزترین بهار تقدیم تو باد
گویند که لحظه ای ست روییدن عشق
آن لحظه هزار باد تقدیم تو باد...
....!!!
(((((((سال نو مبارک)))))))
اگه زمین خسته ات کرده
به آسمان نگاه کن
اونجا همیشه چیزهایی برای دیدن هست
چیزهایی که فراموشش کزدیم
و در جایی دیگه دنبالش میگردیم
پس دوباره به آسمان نگاه کن
آن دیار فراموش شده...
!!!!!!!
............
.......................................................................!!!...
......................،........؟.......:............
...............! ............ ،.................
..........................................................................
..................... :
............!!!!!!
چند سطر سکوت برای شما دوستان عزیزم نوشتم
امیدوارم به زیبایی ترجمه کنید...
/ / / / / / / / / / / / / /
/ / / / / / / / / / / / / / /
/ / / / / / / / / / / / / / / / / / / / /
قطره های باران بوسه ی خداوند است بر صورت بندگانش ...
چرا لبخندها نا کوک شده؟؟؟!!!!!
شاید خنده باید توی دلمون کوک بشه!
آهان! پس حتما دلمون کوک نیست...
اما چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟
خب شاید بلد نیستیم کوکش کنیم
بالاخره تکلیف چیه؟
خب بهتره بدیم یکی برامون کوکش کنه
ای بابا، حالا کیو پیدا کنیم که بلد کار باشه!!!!
یه وقت بیشتر ناکوک میشیم هااااااااااااا
فقط یه راه داره...
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اولین کسی را که دیدیم به لبخند و چشماش خوب نگاه کنیم
اگه وقتی میخندید ، خنده را توی چشماش دیدیم، بدونیم که کوک کردن بلده...
چون لبخندش و چشمهاش هم سازه و به دل میشینه.....
اون حتما راز کوک کردن دلشو خوب یاد گرفته
پس میشه ازش کمک بگیریم...
امان از این کوک ببین داشتن یا نداشتنش آدمو به چه روزی میندازه!!!!
.....................!
همیشه کوک باشیددوستان عزیزم
................
من چشمهای مادرم را دوست دارم
چون همیشه مثل دریا پر از آب است
من تلاطم آبهای این دریا را میبینم
اما هنوز تلاطم این امواج برایم ناشناخته است
گاهی تلاطم امواج بصورت جزر و مد بر ساحل گونه هایش طغیان میکند
بی هیاهو
با آرامش
با عشق
نگاه مادر برایم یک راز است
من راز نگاهش را میدانم
چون من هم یک مادرم...
نگاهت را دوست دارم
چون مرا به عمق وجود خودم میکشاند
و من همین را میخواهم
من تو را ، وجودت را
با تمام وجودم میخواهم...
هنگامی که با نگاهش بدرقه ام میکند
چشمهایش را از من میپوشاند
من این نگاه را میپرستم
می ستایم
عبادت من در نگاه پر از مهرم به اوست...
مادرم
نگاهت را دوست دارم
و تمام نگاهم را به پایت میریزم
ای آفتاب خلقت...
سنگ که به شیشه خورد
قلبش فرو ریخت
و در هم شکست
در این لحظه
شیشه صدای درون خود را شنید
!!!!!!
جریان هوا را حس کرد
و لذت
در هم شکستن و رها شدن را ...............
ستاره را رها کن
او به تو تعلق ندارد
و
تو هنوز باید
گرداگرد خورشید بچرخی...
گاهی یک ندا
یک پژواک
صدایی آشنا
میخواند مرا
و من
در این همهمه ی مبهم
تنهایم
وقتی چشم میگشایم تنهای تنها
و
وقتی چشمانم را میبندم
رها میشوم در سکوت
و
دیگر تنها نیستم...
سال نو بر همه ی دوستان و عزیزان مبارک